سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
81
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
و طاير انديشه به قلهء منزلت من راه نمىيابد . با اين وصف از خلعت خلافت چشم پوشيدم ، و از آن پهلو تهى ساختم . در انديشه شدم كه آيا با دست تهى حمله كنم يا با وضع تاريك روز بسازم ، وضعى كه پيران را فرسوده و ناتوان مىكرد ، و خردسالان را پير ، مؤمن در آن رنج مىبرد تا بمرگ مىرسيد . آنگاه دريافتم كه تحمّل بر اين ماجرا اولى است و صبر را پيشه ساختم ، درحالىكه در چشمم خار بود و گلويم را عقده گرفته و ميراثم بتاراج رفته بود . و بود تا اينكه اولى ( ابو بكر ) در گذشت و امانت را پس از خود به فلان ( عمر ) داد پس از آن اين شعر اعشى را خواند : « چقدر اختلاف است بين روزى كه بر پشت شتر سوار بودم و متحمل رنج مىشدم ، با روزى كه از حضور حيّان برادر جابر مغتنم مىگرديدم . » ( 8 ) و چه شگفتآور است از او در حالى كه در زمان حياتش از مردم مىخواست دست از وى بردارند و بيعتش را فسخ كنند ، آن را براى ديگرى وصيّت مىكرد ، و هر يك از طرفى پستان خلافت را دوشيدند و از آن سهمى بردند . آنگاه خلافت در حوزهء خشن قرار گرفت ، با مردى شد كه سخنش درشت بود و حضورش محنتزا ، بسيار اشتباه مىكرد . و عذر آن را مىخواست . چنين طبعى مانند كسى است كه بر شتر سركش و چموشى سوار باشد كه اگر بخواهد مهارش را به طرف خود بكشد بينيش پاره مىشود ، و اگر ازو ( عمر ) بگذرد به راه هلاكش مىكشاند . » ( 9 ) على ( ع ) اين گونه از احساسات خود در دوران اسلافش پرده بر مىدارد و دوران خلافت آنها را خلاصه مىكند . ابن ابى الحديد ، ضمن نگارش شرحى بر اين سخنان ويژگيهاى عمده دو خليفهء اول ، سياستهاى آنان را در تنظيم امور جامعه ، موضع آنها نسبت به على ( ع ) و مماشات على ( ع ) نسبت به آنها شرح مىدهد . اكنون مىتوان به دومين نظريهء مربوط به اين دورهء فترت در تكوين تشيّع پرداخت ، دورهاى كه ابو بكر و عمر به منظور جايگزينى امتيازات بنى هاشم بطور كلّى و بويژه على ( ع ) در نيل به رهبرى امّت اسلامى كوششها كرده و تلاشها نمودهاند . نخستين و مهمترين گامى كه ابو بكر در روز بعد از رحلت پيامبر در اين جهت برداشت زمانى است كه فاطمه ( ع ) مدعى مالكيّت فدك شد . وى اظهار